خانه به دوش

کارل

Posted in political crap, scorn, غلو by خانه به دوش on 10 مه 2008

به حق باید اذعان کرد انقلاب اسلامی ایران که این روزها از انتشار و تکثیرش در جهان سخن‌ها گفته میشود رخدادی مهم و بی‌اندازه پر اثر بوده است. فراموش اما نباید کرد که این انقلاب علی رغم نامش، خیلی بیش از آنکه مدیون ایده‌های محمدابن‌عبدالله و کتاب قرآن باشد، قدر ناشناسانه وام‌دار تفکرات و ایده های یک آلمانی-یهودی ریشو بوده که همانا پیامبر نفرت طبقاتی و جدّ مشترک بیشتر گونه‌های تئوری توطئه است. اسلام، بیش از هر چیزی در میان، نقش زبان ترجمه را برای افکار مارکس بازی کرد. این اسلام قرنها با همین علمای بزرگ و کتب سترگ و مفاهیم بلند و حرف‌های قشنگش در این سرزمین خانه کرده بود و همزیستی ایده‌آلی با اقسام پادشاهان و شاهزادگان و اشراف و طبقه همیشه حاکم داشت؛ تفاوت ولی آنجا بود که آنزمان هنوز مرد ریشوی قوی‌دلی در آلمان متولد نشده بود تا شور و آتش و مبارزه و خون را برای جهانیان به ارمغان آورد و شریعتی‌هایی پیدا شوند که با بی‌قراری جان کلام او را به دین و آئین سرزمین خود ترجمه کنند. اینجا سرزمینی‌ است که مردمانش هر چیزی را نهایتاً فقط با زبان مذهب است که می‌پذیرند و خود را بی‌جهت برای هیچ آرمان بلندی به کشتن نمی‌دهند جز آنکه پیش از آن کسی مطمئن‌شان کرده باشد که هنگام شهادت، نه بر روی زمین که بر روی بال نرم فرشته‌ای فرو خواهند افتاد.

Advertisements

10 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. سروش said, on 10 مه 2008 at 12:21 ب.ظ.

    اشاره ی خوبی بود رفیق

  2. مهدي said, on 10 مه 2008 at 1:35 ب.ظ.

    سلام،
    آقا يه روش خوب پيشنهاد كن كه ما اينهمه بد و بيراه كه گفتيم به اين بيچاره ها رو بتونيم Redirect كنيم به اين يارو ريشوه!
    خدا از سرش نگذره الهي ذليل …..

  3. hypertramp said, on 10 مه 2008 at 7:26 ب.ظ.

    باز تو رفتی بچه پیروزی بازی درآوردی بدون تفحص لازم به یه مشت بیگناه دری وری گفتی؟ نگفتم نمیشه فحش رو redirect کرد؟

  4. حمید رضا راهنمایی said, on 10 مه 2008 at 8:18 ب.ظ.

    صد البته نقش برادر مارکس در این فرآیند غیر قابل انکار است ولی فراموش نکنیم که از بعد از به خلافت رسیدن یزید بن معاویه، ناف شیعه را با شورش و قیام بریدند. اگر از قیام نوه دختری همان محمد بن عبدالله (ص) بگذریم. قیام های توابین، مختار، زید، … تا علویان در طبرستان همه و همه توسط شیعیان در بلاد مسلمین انجام شد. حتی به نوعی قیام ابومسلم خراسانی که نهایتاً به خلافت رسیدن بنی عباس منجر شد نیز با بهانه آل محمد (ص) انجام شد. شاید ملموس ترین قیامی که شاید از جمله سردمداران آن به اصطلاح علما بودند می توان سربدران را در زمان مغول ها (ایلخانان) نام برد حتماً اگر سریالش را دیده باشید شیخ حسن جوری را یادتان باشد. اگر چه بعد از صفویه و به رسمیت رسیدن شیعه به عنوان مذهب، نقش علما در به اصطلاح انقلاب ها به ظاهر کمرنگ شد اما طبیعتاً جرقه های اولیه انقلاب مشروطیت بدون نظر علمای آن موقع غیر ممکن بود. بنابراین به نظر می رسد که کلاً تو ذات شیعه نوعی انقلاب (اگر چه نه به تئوریزه بودن نظریات مارکس) خوابیده. این هم مایه اش از قیام همان نوه دختری است! در هر صورت می خواستم که آقا مهدی را خوشحال کنم که لازم به ارجاع فحش ها نیست همین جا را بچسبید!

  5. خواننده جدید said, on 10 مه 2008 at 9:47 ب.ظ.

    واقعا مگر چند نفر شریعتی میخواندند؟ 20 هزار نفر؟ آخرش هم که انقلابی های لحظه آخری -مردمی که به خیابانها ریختند- بیشتر گوش به حرف امام بودند و از نظر فکری شبیه مطهری (دشمن خونی شریعتی).

    ایده های سوسیالیستی خیلی مهم بود ولی به نظر من نه از طریق کانالی که شما میگویید. بلکه از این طریق که دانشجوها و الیت با الهام از آن در طول سه چهار دهه مبارزه کردند و زندان رفتند و فضا را عوض کردند و باصطلاح mainstream activist بودند. روحانیون و امام و مردم عادی گرچه در تصویر بوندند ولی در مقیاس وسیع اثرشان در سال آخر بود که مهم شد بعد از ماجرای تبریز و..

    شاید مهمتر از آن رفتار طبقه حاکم در بعد از انقلاب بود که شبیه کمونیستها و روشهای چریکی و حکومتداریشان بود :خفقان. دادگاه های انقلابی و سریع. اعدام مخالفین . حکومت تک حزبی اهمیت پروپاگاندا و شعر و سرود و کتابهای انقلابی و…

  6. hypertramp said, on 11 مه 2008 at 10:25 ق.ظ.

    حمید، وقتی برگشتی ایران باید یک نسخه از این کتاب مکتب در فرایند تکامل را بگیری و ببینی که این احساس انقلابی بودنی که در شیعه دمیده اند تا چه اندازه محصول بعد از انقلاب است تا خود تاریخ شیعه.
    این کتاب محققانه آراء شیعه را در طی تاریخ به تصویر کشیده و خواهی دید که علی رغم تصور ما امامان شیعه بعد از ماجرای عاشورا اصلاً روی خوشی به کسانیه قصد خروج بر خلیفه وقت را داشتند، نشان نمیدادند تا جایی که توسط تندرو ها که تقریباً همگی از فرزندان حسن بن علی و نه حسین بوده‌اند، به سازشکاری و محافظه‌کاری متهم می‌شده‌اند! خود واقعه کربلا هم حقیقتاً به هر چیزی شبیه است به جز یک قیام. این سه چهار تا قیامی که خروج به خلیفه بوده و شما بر شمردی را در طول یک و نیم میلنیوم تاریخ اسلام پخش کنی میبینی که این روح مبارز شیعه چندان هم اصرار و ابرامی به انقلاب نداشته و به امر تقیه بیشتر ملتزم بوده است؛ شاید هر دویست سیصد سالی یکبار در حد شورش‌های ناموفق گاه و بیگاه و طبیعی هر قوم و قبیله رانده شده‌ای؟

  7. hypertramp said, on 11 مه 2008 at 10:43 ق.ظ.

    خواننده جدید عزیز، مگر در خود انقلاب اکتبر چند نقر مارکس و لنین خوانده بودند؟ چقدر کارگر باسواد مارکس خوانده آنجا بود؟ مگر اصلاً انقلابیون از روی کتاب انقلاب میکند؟ مگر cookbook است؟ با این وجود هیچ کس در مارکیستی بودن انقلاب شوروی شک ندارد.
    متفکران تفسیر جدیدی از جهان و باز-تعریفی از واقعیات را ارائه میکند و این نگاهشان به انحاء گوناگون منتشر میشود. شاید برای یک قشری هم کتاب باشد اما مهم فضا است که رنگ و بوی متفاوتی میگیردو حتی آن روحانی هم توی حجره‌اش فکر میکند ایده‌های جدیدی دارد و قرآن را جور جدیدی فهم میکند. اسلام دویست سال قبل را با اسلام سی سال قبل مقایسه کنید تا روح مارکس و انگلس و هگل را ببینید.
    (راستی کسانیکه به خیابانها ریختند مثل مطهری فکر میکردند؟؟ یک روحانی که بیشتر کار تئوری کرده بود و کم و بیش انقلابی دسته بندی نمیشد و شهرتش بیش از هر چیز به بعد از انقلاب مربوط میشود؟ در مقابل مطهری، شریعتی انچه یک انقلاب لازم دارد را در اختیار داشت. شور. خشم. و لذا نیازی به منطق قوی‌تر و باریکبینانه مطهری نداشت.)

  8. مهدي said, on 12 مه 2008 at 10:25 ق.ظ.

    سلام،
    ببين وقتي انقلابت رو تئوريزه كني خوب ميشه همون cookbook ديگه. حالا شما خيلي خرده به ما نگير. ما كه سوادمون مسه شما زياد نيست. ولي يادمه كتاب مزرعه حيوانات جرج اورول رو كه ميخوندم در اكثر مواقع به راحتي ميتونستم تناظر يك به يك و عجيبي بين شخصيت ها و اتفاقات داستان با انقلابيون و اتفاقات بعد از انقلاب خودمون برقرار كنم. ولي كاملا مضحكه كه فكر كنيم انقلابيون بر اساس اين كتاب انقلاب كردند مضحكترش اينه كه فكر كني جبر زمان و تاريخ باعث شده كه انقلابيون رفتاري بدين شكل داشته باشند. گرچه نميتوان شرايط عمومي جامعه رو ناديده گرفت ولي فعلا اينطوريه كه انقلاب به اسم خميني ثبت شده و به قول حميد آقا نيازي به Redirection نيست! ديدي كه خيلي هم بي تفحص نبوده! :D

  9. تراژيك است، بيش از حد. نمي‌شود رابطه‌ مؤمنانه يك جنگجوي دلاور را با خدايش درك كرد. مي‌گويند: خدا اين‌قدر پيچيده؟ مي‌گويد؟ از مكر من جان سالم به در نمي‌بريد. مگر… و كلي اگر…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: