خانه به دوش

فرشته

Posted in fictional, minimal by خانه به دوش on 27 آوریل 2008

چه کسی داوطلب میشود به آن نوجوان خوش سیما که لباس پیش آهنگی به تن کرده و هنگام ویلون زدن چشمانش برق و شور زندگی دارد و وقتی میخندد انگار تمام فرشته ها با او میخندد، حقیقت را بگوید؟

که او فقط محصول تجاوز یک سرباز گمنام صرب به یک زن کروات است.

Advertisements

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. Mojtaba said, on 28 آوریل 2008 at 3:25 ب.ظ.

    The question is does it really matter? Or should it matter for our feelings towards the kid? BTW, I don’t agree with the «faghat» word in the last sentence, it somehow implies that the author thinks it should matter. right?
    Sorry I don’t have persian fonts here! :-)

  2. hypertramp said, on 29 آوریل 2008 at 7:02 ق.ظ.

    you r right, but not always the «relater» and «author» take the same position


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: