خانه به دوش

حقیقت خود را کفایت میکند

زایمان

with 16 comments

گروه اول میگویند که امامشان آنچنان است که خدای متعال دیوار کعبه را برای مادرش معجزه گونه شکاف داده است تا وی را درون کعبه وضع حمل کند. چیزی که برای پیامبرشان نیز رخ نداده و آنچه که خدا وند مریم باکره را از آن نهی کرده تا برود و مسیحش را جایی خارج از مسجد بدنیا آورد. آنان در مقابل معتقند که خلیفه گروه دوم آنقدر پلید بوده است که پدرش با کنیزی زنا کرده است و حاصل آن، دختر زنازاده‌ای بوده است که وقتی بزرگ می‌شود دوباره با پدر خویش زنا میکند و از اوست که خلیفه ناپاک دوم متولد شده است.

گروه دوم میگویند که خلیفه‌شان زنازاده نیست و معمولی متولد شده است و همچنین معتقدند که تولد امام گروه اول نیز معمولی بوده است و نه در خانه کعبه و با معجزه شکاف دیوار؛ هرچند بر این باورند که او انسان بسیار والایی بوده و خلیفه ارشد آنان نیز هست.

در مقام یک قاضی بی‌طرف در مواجهه با این دو طرز تلقی گمان میکنید کدام گروه باید سریعتر به پزشک مراجعه کند؟

پ.ن. این ویدئو را ببینید.

Written by خانه به دوش

فوریه 18, 2009 روی 10:56 ق.ظ

ارسال شده در gods' stuff

16 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. خب من فکر می کنم هیچکدام
    اینها یک واکنش از موضع سیاسی است.
    اگر بخواهی به حساب مشکلات روانی بگذاری که بی ربط می شود.
    بی سوادند واقعا
    الحمدلله
    و من حوصله بی سوادها را ندارم…. کم کم باید سر به بیابان گذاشت یا اینکه سربه سرشان نذاشت
    من دومی را فعلا بیشتر پایه ام

    مجتبی

    فوریه 18, 2009 at 3:04 ب.ظ

  2. به نظر می‌رسد که شما بخشی از شیعیان را در مقابل بخشی از سنیان قرار داده اید. اما آنچه که من به عنوان یک شیعه در تاریخ به آن رسیده ام، درستی حادثه تاریخی شکاف برداشتن کعبه هنگام وضع حمل فاطمه بنت اسد است. روایتی هم دال بر زنازاده بودن عمر نیافته ام. از عالم دینی معتبری هم نشنیده ام این موضوع را. شکاف برداشتن دیوار کعبه هم شاید دلیل خاصی بر برتری شخصیت علی ابن ابیطالب نباشد.

    mostafa

    فوریه 19, 2009 at 1:31 ق.ظ

    • شما میتوانید به عنوان یک شیعه، مثل اغلب ما به این داستان اعتقاد داشته باشید. اما اینکه “در تاریخ به آن برسید” را فراموش کنید!
      اگر منظورتان ار تاریخ، تاریخ به روایت احادیث زیر خاکی شیعه نباشد.

      خانه به دوش

      فوریه 21, 2009 at 9:53 ب.ظ

      • به نظر شما روایات شیعه جزو تاریخ محسوب نمی شوند؟ روایات اهل سنت چه طور؟ احتمالا مطلعید به طور کل تاریخ که شامل روایات شیعه و سنی و … است را از نوشته های زیر خاکی به دست می آورند و این مختص روایات گروه خاصی نیست یا البته شاید شما تاریخ را از راه مدرن تر و مطمئن تری بدست می آورید! اصلا پس معنی تاریخ یعنی چه؟ شاید گمان میکنید وجود دارد تاریخی که جهت دار نگاشته نشده باشد. خلاصه اینکه اگر همه به جای جدل سعی کنیم بحث کنیم احتمالا نتیجه ی بهتری بگیریم، حتی شما دوست عزیز…

        من

        فوریه 24, 2009 at 12:36 ق.ظ

        • در این زمانه یک چیزی هست به نام علم تاریخ. همان چیزی که در بیشتر دپارتمانهای تاریخ دنیا تدریس میشود. که به علت علم بودنش، البته از در و دیوارش خطا و شک و ابهام هم بالا میرود. ولی به هر دلیلی طبیعت سکولار داشتن و علم بودن در این زمانه یک پیش فرض مسلم است. این جناب علم تاریخ ممکن است “روایات شیعه” را مد نظر بگیرد اما قطعاً آنان را به تنهایی مانند متدینان مایه وثوق حادثه ای تاریخی نمیداند. و از همه مهمتر اینکه این علم، هیچ پدیده ماوراء طبیعی مانند شکاف خوردن دیوار را در طول دوران مدون خود به یاد ندارد.

          خانه به دوش

          فوریه 26, 2009 at 12:43 ب.ظ

  3. از نظر یک قاضی بیطرف همه محرومان از عقل و انصاف که یا مفرطند یا مفرّط مستقل از اینکه به چه چیزی معتقدند باید به پزشک مراجعه کنند و همه بهره مندان از عقل و انصاف می توانند همچنان بر صراط اعتدال بر اعتقاد خود باقی بمانند.
    انصاف نیست بیماران یک فرقه را با سالمهای فرقه دیگر مقایسه کنید. نه محبت یک آگاه شیعی به علی به دلیل تولدش در کعبه است و نه خصومت او با عمر به دلیل زنازاده بودنش (حتی اگر باشد). اینها یا دروغ هستند یا واقعیات کم اهمیتی که تاریخ از آنها انباشته است. اگر عمر زنازاده بود و این برای نفرت داشتن از یک بشر کافی است هیچگاه از نزدیکان پیغمبر و داماد او نمیشد.
    مسلماً هم در میان شیعه و هم در میان سنی هستند کسانی و حتی خطیبانی که برای خنک شدن دل خودشان و مخاطبینشان از این جور دلایل برای حب و بغضهایی که هیچ وقت دلیلش را نفهمیده اند، بازگو کنند یا حتی بسازند. در واقعیت هم متأسفانه این شیوه عجیب جواب میدهد و به کام مردم بسیار خوش می آید. این حرفها مانند یک بیماری مسری و غیرقابل علاج، معتقدین خود را به سرعت از اقلیت در آورده تبدیل به اکثریت می کنند.

    این

    فوریه 21, 2009 at 3:56 ب.ظ

    • سلام.
      بیماران یک سو را با سالم‌های سوی دیگر مقایسه نکردم. تقریباً تمامی شیعیان به تولد معجزه‌گونه امام نخستشان “اعتقاد” دارند و خلیفه دوم مسلمین را پلید میدانند حتی اگر او را زنازاده ندانند(یعنی به فراخور زمانه بر آن احادیث رادیکال کتابهایشان چندان اصراری نداشته باشند).
      و تقریباً‌ تمامی اهل سنت امام نخست شیعیان را بسیار بزرگ می‌شمرند و خلیفه راشد چهارم میدانند.

      منظور اما این بود که شیعیان در داستان‌سرایی شاخدار ید طولا تری نسبت به برادرانشان دارند که احتمالاً به خاطر 1000 سال نشو و نما در خفا است.

      خانه به دوش

      فوریه 22, 2009 at 12:37 ب.ظ

  4. …تا وی را درون کعبه وضع حمل کند…

    قبل از بعثت و در زمان ولادت امام علی انموقع کعبه بتخانه ای بوده که درونش 360 عدد بت زیبا داشته است. مادر امام اول ایشان را در بتخانه زاییده است

    ali

    فوریه 23, 2009 at 8:01 ق.ظ

  5. مگراين نيست كه تمام شيعيان و سني ها معتقد به قران خدا وپيامبر (ص) هستند پس جنگشان در چيست واقعا همان جنگ قدرت نيست كه از ١٤٠٠سال قبل بين مسلمين آغاز شد وهركسي خود را تنها نماينده خدا وپيامبر ميداند وگرنه غير از هزاران حديث كه صحت هيچ كدام مشخص نيست مشكل شيعه و سني در چيست؟

    amir

    فوریه 24, 2009 at 12:06 ق.ظ

  6. به نظر من شما نویسنده باید هر چه سریعتر به پزشک مراجعه کنید

    کامی

    فوریه 24, 2009 at 5:17 ق.ظ

  7. سلام.
    قرآن بارها و بارها مارو از اختلاف در دین نهی کرده ولی بعضی ها بر سر موضوعات مربوط به 1400 سال قبل همدیگر رو تخریب میکنن.
    کدوم آدم عاقل و با با انصافی میتونه بیاد بگه که قطعاً خلیفه دوم زنا زاده بوده ؟
    در مورد حرمت کعبه تا بحال فکر نکرده بودم، شاید حق با شما باشه ولی در کل این موضوع اگر دروغ هم باشه چیزی از فضائل علی علیه السلام کم نمیکنه.

    Reza

    فوریه 24, 2009 at 10:16 ق.ظ

  8. رضا دروغ نیست تولد امام علی در بتخانه کاملا راست است ولی تبدیل بتخانه به خانه خدا در روایات یک فریب است مادر ایشان جهت احترامی که به بتخانه قائل بوده ایشان را در انجا زاییده و این نمیتواند برای شیعه مایه افتخار باشد.

    ali

    فوریه 24, 2009 at 1:45 ب.ظ

  9. البته آقا علی حکما آگاهند که کعبه از سالها قبل این ماجرا مکان مقدسی بوده و حضرت ابراهیم هم به دستور خدای واحدش اونو بازسازی کردند و حتما میدونن که اونجا رو اعراب اون زمان به قصد بتخانه بنا نکرده بودند بلکه فقط به عنوان بتخانه استفاده میکردند. به همین دلیل ادعای این که مادر ایشان به دلیل احترام به بتخانه به این مکان رفتند اونقدری که فکر میکنی جواب محکمی نیست. فکرشو کن!

    من

    فوریه 25, 2009 at 10:15 ب.ظ

  10. -من در جامعه شيعه و در محيط شيعه بزرگ شدم.به نظر من گروه اول درست ميگن.
    -من در جامعه و محيط سني بزرگ شدم.به نظر من گروه دوم درست ميگن.

    من يك نفر هستم.كافيه كه ذهن و فكر خودم رو محدود به مسير و چارچوب اعتقادي محيط كنم تا هميشه مجبور باشم انتخاب كنم.و هميشه به خاطر چيزهايي كه هرگز خودم نديده ام خودم رو تو گرفتاري و اشتباه بندازم. و اين يعني من يك موجود بي فكر و احمقم كه فكر ميكنم با شعور و عاقلم.صرفا مصرف كننده و دنباله رو انديشه و تفكرات ديگري و ديگران.نه نگرنده به نامحدوديت و بيكراني حقيقتي كه كافيه نگاهش كني تا ببينيش.

    the one

    فوریه 27, 2009 at 12:00 ق.ظ

  11. سه شيوه مواجهه با اين دست كنايات وجود دارد: اول اين كه آن را روزنه‌اي بدانيم كه نور حقيقت را از ميان انبوه تاريكي نشان مي‌دهد و امتداد آن به خورشيد خواهد رسيد و يكي پس از ديگري گره‌هاي جهل و خرافه و غرض را پيش رويمان باز خواهد كرد. دوم آن كه استثنا و كدورت و چركي اندكي بدانيمش در ميان درياي زلال و پاكيزه ايدئولوژي‌اي كه طي قرون از دست‌كاري‌هايي مانند اين در امان نبوده. و سوم هم: بي دليل (در موضع احتمال البته به دليل خاصي نياز نداريم) مستندي آن را واقعيتي بدانيم كه با ذهنيت فعلي ما از جهان پيرامون چندان خوشايند نيست و ممكن است تغيير ذهنيتمان قضاوتمان را هم دچار تغيير بزرگي كند. در برابر اين سه احتمال و با داده‌‌هاي فعلي (كه به صفر ميل مي‌كند) قضاوت و توصيه مراجعه به پزشك چندان بهداشتي به نظر نمي‌آيد! هر چند مايه تفريح و دور همي خواهد بود!!!

    فرهاد اعتمادي

    ژوئن 21, 2009 at 3:00 ب.ظ

  12. بابا اینو که دیگه خودشونم قبول دارن عمر …است اما گمونم مصطفی با توجه به سن کمش معنی ///نمی دونه

    شکلات

    نوامبر 7, 2009 at 7:42 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد