Archive for سپتامبر 2008
ف ل س ط ی ن
مسئله فلسطین بواقع مسئلهای بینهایت حیاتی برای جهان اسلام است.
اگر فلسطین نبود و آقای هرتزل همکیشان خویش را به این سرزمین نکوچانده بود و وارد مناقشهای طولانی و زورگویانه با اعراب بومی منطقه نشده بود، اسلام از شدت بی آرمانی جان میداد. از منظر سیاسی تمام میشد.
ما از «حکایت اسرائیلیان و مسلمانان مظلوم» با آغوشی باز و با شور و حرارت استقبال میکنیم وهیچ دوست نداریم داستان به این جذابی به این زودی و راحتی تمام شود. داستانی که دقیقاً همانست که باید باشد. و از این رو اندیشمندان مسلمان به حد توان پر و بالش دادهاند و از آن غدهای بواقع سرطانی ساختهاند. در طی زمان ادبیات وسیعی برایش دست و پا کردند، و در مظلومیت اعراب منطقه سرودهای شورانگیز و سریالهای تلوزیونی حماسی ساختند و در رسای آفتاب عصرگاهی اورشلیم شعرها سرودند. جوانان آرمانگرای کشورهای مسلمان برای درختان زیتون و نارنجستانهای نادیده آنجا بسان سرزمین مادری خودشان اشک ریختند و در وبلاگهایشان پیراهن دریدند.
اما چرا انبوه مشکلات و زخمهای دردناک یک میلیارد مسلمان در سرزمین پهناور آنان در مقابل مثلاً 22 کیلومتر مزارع شبعا به کناری میرود و این مزارع از اهمیت چنین سرسامآوری برخوردار میشوند؟ چون هویت مسلمانان با داستان اسرائیل/فلسطین است که دارد بازتولید میگردد.
از عبدالناصر و آیتاللهخمینی تا صدامحسین و بنلادن و نصرالله و خانوادهٔ اسد و تمامی رهبران جهان اسلام که دوره “بیداری اسلامی” را ورق زدهاند همگی دقیقاً از همین آبشخور نهضتشان را سیراب کردهاند و آرمان و چشمانداز برای پیروان خویش تدارک دیدند. در میان صفحات تاریخ باید جستجو کرد و دید قبل از پدیدهای به نام اسرائیل، مسلمین کدام آرمان مشترک را دنبال میکردند و اساساً چه میکردند به غیر از جنگ قبیلهای و مجادله فرقهای و تجارت ادویه.
فلسطین محصول تدبیر هوشمندانه رهبران دوران مدرن جهان اسلام در جهت “آرمان سازی” برای ملتهای سرگردانشان است. و لذا بدیهی است که مشکل فلسطین اساساً قرار نیست که حل بشود. فلسطین مشکلیست برای حل نشدن و بحرانیست برای گرم کردن اتمسفر ذهنی مسلمین. تعجبی نیست که سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران عدم حمایت و مقابله و تمسخر و انکار هرگونه حرکتی است که افق صلح را روشنتر میکند است و در عمل نیز فعالانه آتش بیار معرکه بودن.
اما بیش از هر کس فلسطینیان قربانیان این تولید آرمان هستند و مظلومانه هزینه آنرا به جای بقیه مسلمین میپردازند. همیشه لازم است اردوگاههای محقری وجود داشته باشند که در شبِ «روز قدس» در رسانههای ریاکار ما دلخراشانه به تصویر درآیند و هر چه بیشتر و مظلومانهتر و جانگدازتر خون کودکانی در این میان ریخته شود تا این یکتا آرمان مشترک اسلامی را آبیاری کند و بسیجیان ما بتوانند در مسجد با حرارت بیشتری سینه بزنند…
سوالِ سخت اینجاست که اگر این مناقشه حل شود ما اساساً چه سخن دیگری برای جهانیان داریم؟
واقعیت اینست که در جغرافیای انسانی عالم، جمعیت قابل توجه مسلمین تنها مصرف کننده هستند. آنان مصرف کنندگان کالا و فکر و فرهنگ دیگران و مهمتر از آن، آرمانها و ایدهآلهای دیگرانند. هیچ یک از جوامع مسلمان ساختار سیاسی یا اقتصادی قابل عرضه ای ندارند و خریدار فرهنگشان نیز تاحدود زیادی فقط خودشان هستند. از میان دستاوردهای جدید انسانی، حقوق بشر و آزادی و هنر و دانش و سعه صدر، بهرهٔ بزرگی ندارند و اگر به طور مداوم فریاد نکشند توجهی جلب نمیکنند و شاید تنها کلیدداری منابع نفت عالم است که آنان را در عرصه بینالمللی مورد توجه نگه میدارد.
در این میان نیز اسرائیل با خشونتی که اعمال میکند، این امکان را به جهان اسلام داده است تا همگی خود-قربانی-پنداری کنند و بتوانند تمام کاستیها و حقارتهای خود را توجیه کند. و نابودی این کشور کوچک را هدف بزرگ جهان اسلام اعلام کنند و وانمود کنند راه نیکبختی مسلمین بهناچار تنها از قدس است که میگذرد.
اینگونه آرمان فلسطین میتواند جای خالی رؤیای امت اسلام را پرکند. و دانشآموزان سراسر جهان اسلام درمدرسه انشاء بنویسند که “اگر روزگاری آن چند کیلومتر مربع خاک، از دستان اشغالگران قدس درآید، …”
…واقعاً چه میشود؟ جز آنکه از بی آرمانی خواهیم مرد؟
نگران اما نباید بود؛ رهبران ما به هیچ قیمتی به مستکبران و جنایتکاران عالم اجازه حل و فصل این مناقشه جذاب و بیاندازه حیاتی را نخواهند داد.
خانه شکلاتی
قدیس فرانچسکو این قانون ظریف زندگی را چنین به کلام آورده بود: “بازنده برنده است.“
دوستان خداباور من؛ شاید که این حکم رندانه به زندگی احتمالی پس از مرگ نیز تسری یابد.
بسا که بهتر باشد در «میهمانی خداوند» و در مقابل سفره گشوده و رنگارنگ او در «ماه مبارک رمضان» اختیار از کف ندهیم و وارستگی خویش را حفظ کنیم!
کسی هنوز انتهای این سناریو را نمیداند.