اصول دین
مسلمین همگی “موظفند” درباره اصول دین خویش به تفکر و تامل و تحقیق و بررسی بپردازند و تقلید در این زمینه ها بر هیچکس جایز نیست. درصورتیکه بر مبنای تفکر و تعقل خویش به درستی آن اصول پنجگانه اقرار نمودند، در فروع دین راه تقلید را از علمای دین در پیش میگیرند. و در غیر اینصورت، نیازی به پرداختن به فروع دین نبوده و به عنوان مرتد به دست توانای جلاد سپرده میشوند.
و السلام علی من اتبع الهدی
در غیر اینصورتش به این صورت هم نیست فقط کمی به این صورت است. (یعنی حکم مشهور فقهی اش (شیعه) ظاهراً به این صورت است که اگر بعد از بلوغ، دین اسلام را انتخاب کردی دیگر نمی توانی مرتد شوی- حال البته نمی دانم نظر ذیگر فقها مانند صانعی و امثالهم چیست).
والسلام علی من التبع الهدی
حمید رضا راهنمایی
می 8, 2008 at 3:33 ق.ظ
حالا هی از ما غلط دیکتهای بگیر
hypertramp
می 8, 2008 at 3:54 ق.ظ
سلام
همون آقای مکارم شیرازی که نظرات عجیبی راجع به موسیقی داشت و دوستان این نظرات را به عنوان نظر اسلام برودکست فرمودند (!) یک بار در تلویزیون صحبت می کرد و می گفت هر کسی باید فکر کند تا در زمینه های مذکور به نتیجه برسد. اگر مراماً فکر کرد و به نتیجه نرسید نزد خداوند ماجور است ولی نباید نظرات خود را در جامعه اسلامی جار بزند. ضمناً مرتد کسی است که از چیزی برگشته باشد بعد از آنکه در آن وارد شده باشد!
Babak Bornoosh
می 8, 2008 at 9:19 ق.ظ
ای عشق من D:
جواد رف
می 8, 2008 at 12:38 ب.ظ
غلط ديكته ايي:
و السلام علی من “اتبع” الهدی (طه 47)
آقايان شما رو به هر كسي كه ميپرستيد قسم ميدم در نوشتن متن (خصوصا از نوع مقدسش) بسيار دقت كنيد! هيچ بعيد نيست كه اين همه دعوا و فحش و فحش كاري حضرات از يك سهل انگاري ساده در نوشتن متن كتاب مقدس نشئت گرفته باشه!
والسلام علی من التبع الهدی (بالاخره اگه اين غلطها نباشه كه دبگه چيزي نيست كه بشه بهش گير داد!)
مهدي
می 8, 2008 at 5:15 ب.ظ
اين مرزی که ما بين اصول و فروع دين تعيين می کنيم، برای من گيج کننده است. خيلی وقتها ما از فروع به اصول می رسيم، تازه فهم بعضی از فروع دين آسانتر است و راحتتر می توان به تفکر و تامل و تحقیق و بررسی در مورد آنها پرداخت. خوب اگه دينی اينقدر فروع عاقلانه ای دارد پس مبتنی بر اصول عاقلانه ای است (اين روش ساده من برای پذيرش اصول دينه)
يک دوست
می 8, 2008 at 7:52 ب.ظ
lینجانب به شخصه شرمنده ام هنوز بعد از این همه سال عربی خواندن حواسم نبود که “اتبع” فعل است و طبیعتاً التبع معنی ندارد.
حمید رضا راهنمایی
می 8, 2008 at 10:57 ب.ظ
بابک، خوشمزگی داستان آنجاست که این فلکزده ها حتی اگر به اصول دین هم نرسند و یا به نقیض آن برسند، باز شما انتظار دارید که فرمان آن عالم اسلامی را نسبالعین قرار دهند و به دستور ایشان عقیده خود را “جار” نزنند!
یک دوست، این تمایز را من و شما مطرح نکرده ایم. آموزش رسمی دین همین است. و اینجا جایی است که گاهی میتوان با “روایت رسمی دین” شوخی های شهرستانی کرد! روایت شما البته چیز دیگری است اما فراموش نکنیم روایت رسمی عموماً فکر شده ترین است.
hypertramp
می 10, 2008 at 6:49 ب.ظ
هر مسلموني كه تعصبش مخش رو تعطيل نكرده باشه، نمي تونه چهره عقب مونده و بعضاً ضد انساني فقه ما رو انكار كنه. كافيه يه رساله جلومون بذاريم تا بعد از كمي خنديدن به گريه بيافتيم. من نمي دونم چه طوري عرفان و فقه اسلامي هر دو از يه منبع در اومدند. اين وسط عجيب جمله هاي بعضي از آدمهايي است كه لا اقل من در بزرگ بودنش شك ندارم و ميگن كه طريقت كمال كوهي است كه دامنه هاي آن شريعت و قله آن حقيقت است. راهي كه من پيدا كردم اينه كه به اين جمله اعتماد كنم و از اين دامنه نه چندان دلچسب با احتياط بگذرم . شايد خدا خواست و به بالاي كوه رسيديم و از اونجا بهتر تونستيم به دامنه ها نگاه كنيم. اگه كمال تو بندگيه، بالاخره آدابش رو بايد از يه جا ياد گرفت. از خطر شستشوي مغزي شدن در اواسط كوه هم به خدا پناه مي برم. از پيشنهاد هاي ديگران براي راههاي بهتر هم شديداً استقبال مي كنم.
ايثار نژادقلي
می 11, 2008 at 12:15 ب.ظ
Just a piece of news
دادگاه اسلامی مالزی به یك زن اجازه خروج از اسلام را داد
http://www.fcnn.com//index.php?option=com_content&task=view&id=753&Itemid=51
مهدی
می 13, 2008 at 3:51 ب.ظ
[...] همین حرف من! [...]
اصول دین می پرسم! « مساله ای به نام حجاب
مارس 31, 2009 at 9:56 ب.ظ