فرآیند
عادت کردهام اسلام را تماماً تا زمان حال (مثلاً زمان انقلاب اسلامی!) تبرئه کنم و بگویم که «اسلام» بسیار خوب چیزیست که «اینان» (مثلاً جنتی!) خرابش کردهاند؛ در این آخرالزمانه دین خدا را فراخور نفع خویش تغییر دادهاند و پوستینی به قواره نامبارک خود از آن دوختهاند. و از این بابت عمیقاً تاسف بخورم.
غالباً اما فراموش میکنم که بشر و منجمله مسلمینِ دوستداشتنی همیشه همینگونه بوده اند، درحال “بدتر کردن”† و در حال تغییر دادن! و چه بسا در اوائل تاریخ اسلام که شهوت امپراطوریسازی بسیار جدیتر، و از قضا بسیار هم موفقتر بوده، محتملتر است در اسلام دست بردن و حتی متون مقدس را «اصلاحاتی» نمودن …

†شاید هم باید پذیرفت که “بهتر کردن” و متکاملتر نمودن توصیفات بهتری برای این فرایند تاریخی باشند. علیرغم همه غرلند کردنهایمان، شخصاً مطمئن هستم اگر در شرایط دهه پنجاه قرار میگرفتم نسخه انقلابی اسلام را به مراتب به اسلام سنتی غیر انقلابیون ترجیح میدادم و همراه با تب چپگرائی، اسلامم را در راه -یک انقلاب- تفسیر و تعبیر میکردم.
شاید بهتر باشه از اسلام کمتر بگیمو از مسلمونها بیشتر.
امیر
می 2, 2008 at 1:40 ق.ظ
همه که همیشه بیشتر درباره مسلمونها گفته اند. و سروده اند که “اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هرچه عیب است از مسلمانی ماست”
من هم بعد از عمری تکرار همینها، الان میبینم که نه “هر عیبی” اما گویا بسیاری از بزرگترین عیبها و دردها در تنها وجه مشترک مسلمانان – یعنی اسلام- ریشه دارد. گرچه منظور از اسلام، همین اسلام در دسترس و فعلی و رسمی است که علمایش روحانیون عزیزمان هستند و کتابهایش مکاسب و لمعه و حلیه المتقین و المیزان و فصوص الحکم. اسلام دیگری را سراغ ندارم در حال حاضر. اگر چیز دیگری به جز این -زمانی و در جایی- ارائه شد میتوان درباره آن به قضاوت نشست.
hypertramp
می 2, 2008 at 2:32 ق.ظ
بلاخره آن قدمی را که مدتها با تردید به آن نگاه می کردید برداشتید…
م
می 2, 2008 at 8:06 ق.ظ
یا حسین!
خانم/آقای م،
شما جبرئیل امین هستید و همه چیز را میدانید یا “مدتها” من بیچاره رو تحت نظر داشتین؟
hypertramp
می 2, 2008 at 8:43 ق.ظ
lol. I have been watching you for a long time.
م
می 2, 2008 at 10:46 ق.ظ
نمی دانم اسلام يا هر دين و مکتبی چطور باشه، چيز خوبيه! ولی احساس می کنم گذشت زمان و تغييراتی که در آن به وجود می ياد صرفاً حرکت به سوی بيراه نيست.
يک دوست
می 2, 2008 at 12:51 ب.ظ
یک دوست عزیز،
نه بیراهه نیست. چون راه و بیراهه ای وجود ندارد. فقط یک راه وجود دارد آنهم ردپای تاریخی همین راه طی شده است. قضاوتی هم نیست، مقایسه ای هم نیست. ملاکی هم. لذا شاید ادعای تحریف مسیر هم ادعایی غیر قابل صورت بندی باشد.
hypertramp
می 2, 2008 at 5:43 ب.ظ
مقصودم عیب مسلمانی یا کمال اسلام (اگر اساسا بشه به طرز معناداری از چیزی به اسم اسلام مستقل از عمل و فکر مسلمونها حرف زد) نبود.
این انبان پریشان-حال اسلام، بحمدالله و المنه، برای همه جور موجودی مهمات داره؛ اینه که ازش هم غزالی درمیاد هم حافظ هم بروجردی هم خمینی هم مصباح…
اینه که گاهی فکر می کنم شاید بهتر باشه بجای حرف زدن راجع به انبان، به آدمهای گوشت و پوستو استخونداری فکر کنیم که میرن سراغ این انبان، با همه تنهاییشون، رنجهاشون، اضطرابشون، سرمستیشون برای قدرت و شهوات گریزناپذیری که تاج خلافت رو سرشون گذاشته…
امیر
می 2, 2008 at 6:53 ب.ظ
خیلی خوبه امیر جان. دست بالا کن چند تا از این پاراگرافهای خوشگلت برای ما بنویس. وبلاگ خودت رو که بستی، مهمون ما چند تا پست اینجا بنویس. یاد روزهایی که دور عرشه هی تاب میخوردیم و سری تو آسمونها داشتیم.
hypertramp
می 3, 2008 at 6:01 ب.ظ
اینی که ما الان از این آخوندا میبینیم اسلام واقعی نیست.
.
.
.
اسلام واقعی خیلی زشت تر از اینه که اینا نشونمون میدن
سروش
می 3, 2008 at 9:06 ب.ظ
سروش، شما گویا منبع انحصاری جدیدی در رابطه با “اسلام واقعی” در اختیار دارید!
hypertramp
می 3, 2008 at 9:23 ب.ظ