فرشته
چه کسی داوطلب میشود به آن نوجوان خوش سیما که لباس پیش آهنگی به تن کرده و هنگام ویلون زدن چشمانش برق و شور زندگی دارد و وقتی میخندد انگار تمام فرشته ها با او میخندد، حقیقت را بگوید؟
که او فقط محصول تجاوز یک سرباز گمنام صرب به یک زن کروات است.
حقیقت خود را کفایت میکند
چه کسی داوطلب میشود به آن نوجوان خوش سیما که لباس پیش آهنگی به تن کرده و هنگام ویلون زدن چشمانش برق و شور زندگی دارد و وقتی میخندد انگار تمام فرشته ها با او میخندد، حقیقت را بگوید؟
که او فقط محصول تجاوز یک سرباز گمنام صرب به یک زن کروات است.
The question is does it really matter? Or should it matter for our feelings towards the kid? BTW, I don’t agree with the “faghat” word in the last sentence, it somehow implies that the author thinks it should matter. right?
Sorry I don’t have persian fonts here! :-)
Mojtaba
آوریل 28, 2008 at 3:25 ب.ظ
you r right, but not always the “relater” and “author” take the same position
hypertramp
آوریل 29, 2008 at 7:02 ق.ظ